امام حسین(علیه السّلام) سَرور شهیدان
"حماسه و ايثار ابا عبد الله چنان بود که او را بر همه شهيدان برتري و سروري داد"

قطرات اشکی که در سوگ امام حسین (ع) جاری می‌گردد، دارای خواص بسیاری است از آن جمله:

۱- محبوب‌ترین قطرات اشک در پیشگاه خداست.

۲- خاموش کننده آتش قهر خداست، به‌گونه‌ای که اگر قطره‌ای از آن در جهنم فرو افتد، آتش آن را خاموش خواهد ساخت.

۳- فرشتگان، قطرات اشک بر امام حسین (ع) را دریافت و در شیشه‌های مخصوصی جمع می‌کنند.

۴ـ این اشک‌ها را به خزانه داران بهشت می‌دهند تا با آب گوارای حیات، در بهشت برین آمیخته سازند و بدین وسیله شیرینی و گوارایی آن هزاران برابر افزایش خواهد یافت.

۵ـ هر کار شایسته و هر چیزی پاداش ویژه و معلومی دارد، مگر پاداش نثار اشک بر امام حسین (ع) که بی‌نهایت و غیر قابل سنجش است.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 مهر 1395  توسط omid

چشم گریان بر امام حسین (ع) از ارزش‌های والایی برخوردار است:

۱- محبوب‌ترین چشم‌ها در پیشگاه خداست.

۲ـ همه چشم‌ها در سخت‌ترین مراحل روز رستاخیز گریانند، مگر چشمی که بر امام حسین (ع) گریه کند، چنین چشمی با صاحبش خندان و به نعمت‌های پرارزش بهشت شادمان و بشارت داده می‌شود.

۳- در روز رستاخیز همه دیدگان به حوض کوثر تنها نظاره می‌کنند، اما دیدگانی که از آن برخوردار خواهند گشت و نظاره بهره ورانه خواهند داشت، چشمانی هستند که برای امام حسین (ع) گریسته باشند.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 مهر 1395  توسط omid

السلام علیک یا ابا عبدالله

بدون شک مصیبت سیدالشهدا (علیه السلام) بزرگترین مصیبت در عالم است و هیچ روز و سرنوشتی مانند روز و سرنوشت امام حسین نیست. جمله « لا یوم کیومک یا اباعبدالله؛ هیچ روز و سرنوشتی مانند روز و سرنوشت تو نیست ای ابا عبدالله» را زیاد شنیده ایم. اما شاید تا الان نمی دانستیم که این جمله از دهان مبارک امام حسن مجتبی (علیه السلام) خطاب به برادر خود گفته شده است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1394  توسط omid

عاشوراست که فریاد شور انگیزش، در همیشه گلدسته های تاریخ بلند است و به روان مسلمانان قرآن می آموزد.

عاشوراست آن راز بزرگی که به ماندگاری حج می انجامد و صفا و مروه را حیاتی دیگرگونه می بخشد.

عاشوراست آن خون سرخی که در رگ های جوانمردان اقلیم روشنایی، به خروش در آمده است.

عاشوراست که از نماز، حماسه می سازد و سجاده را با گل های شقایق زینت می بخشد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1394  توسط omid

  احسان به قدر معرفت و بینش

روزى یک نفر از اعراب بیابان محضر حضرت حسین (ع) آمد و گفت: یابن رسول الله به یک خونبهاى کامل ضامن شده و از پرداخت آن عاجز شده‏ام، پیش خود گفتم: بروم مشکل خود را پیش بزرگوارترین مردم مطرح کنم و از او کمک بطلبم و از اهل بیت رسول الله، اصیل‏تر و بزرگوارتر نیافتم، لذا مشکل خودم را محضر شما آورده‏ام.
امام (ع) فرمود: اى برادر عرب سه مسأله از تو خواهم پرسید اگر از یکى جواب بدهى یک سوم مال را به تو خواهم داد و اگر از دو مسأله جواب دادى دو سوم مال و در صورت جواب به هر سه مسأله، همه خونبها را به تو خواهم داد.
اعرابى گفت: یابن رسول الله (ص) آیا مثل تو از مثل من مى‏پرسد حال آنکه تو از اهل علم و شرف هستى؟ امام (ع) فرمود: بلى از جدم رسول خدا (ص) شنیدم، مى‏فرمود: «المعروف بقدر المعرفة» احسان به اندازه معرفت باید باشد.
اعرابى گفت: حالا که این طور است بپرسید اگر توانستم جواب مى ‏دهم وگرنه از شما مى‏ آموزم و لاقوة الا بالله.
امام (ع) فرمود: «أَىّ الاعمالِ أفضل؟»کدام عمل از همه اعمال افضل است؟ اعرابى جواب داد: «الایمان بالله» ایمان به خدا، امام فرمود: «فما النجاة من المهلکة؟»نجات از هلاکت کدام است؟ جواب داد: «الثقة بالله» اعتماد به خدا.
امام (ع) فرمود: کدام چیز مرد را زینت مى‏دهد؟ «فما یزیّن الرجل» گفت: علم که توأم با حلم باشد.
فرمود: اگر آن نباشد کدام چیز زینت است؟
گفت: مال که توأم با مروت و مردانگى باشد.
فرمود: اگر آن هم نباشد، کدام چیز زینت مرد است؟
جواب داد: فقر
 توأم با صبر و خویشتن دارى.
فرمود: اگر آن هم نباشد، دیگر چه چیز زینت انسان است ؟
جواب داد: صاعقه‏اى که از آسمان بیافتد و او را بسوزاند، که او به این صاعقه اهل است .
حضرت خندید و کیسه‏اى به اعرابى داد که هزار دینار در آن بود، و انگشتر مبارکش را نیز به او داد که نگین آن به دویست درهم مى ‏ارزید، فرمود: دینارها را به طلبکاران خود بده، انگشتر را نیز صرف مخارج خودت بکن. اعرابى آنها را گرفت و این آیه را خواند: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» 

 

منبع: http://yek-sargashte.persianblog.ir





نوشته شده در تاريخ شنبه 2 آبان 1394  توسط omid

اين روزها از کوچه هاي ديار ما عطر کربلا مي آيد؛ عطري که غوغا مي کند، تبسم را به يغما مي برد و بر شعف مي شورد. کربلا فقط خزان غم نيست، بهار قيام است و فصل وصل سالکان. کربلا، هم مقتل امير عشق است و هم قتلگاه تمام عاشقان تاريخ. کربلا بهشت است و اشک شيعه، نهر زلال بهشتيان. کربلا، مدينه دلدادگي است، کعبه شيدايي و مشهد شيداييان. کربلا خورشيد منظومه آفرينش است و اقيانوس خون خدا. زمزم عاشوراييان، فرات است و سعي صفاصفتان از علقمه تا خيمه ها. محراب نماز ما ابروان ماه بني هاشم است.

زائران نينوا احرام سياه به تن دارند و همپاي زينب (س) طائف گودال قتلگاه حسينند. فرود دست ها بر سينه هاي سوخته، روايت ناشکيبايي شيعه در مصيبت مظهر رضا و شکيبايي است. در عزاي سالار حماسه و شمشاد سرخ شهادت، شط اشک به وصال درياي خروشان خون رسيده است. ما دل به عاشورا سپرده ايم و مونس صباي عشق و جرعه نوش سبوي وفا گشته ايم و حيات و عزت خود را در آيينه سرخ کربلا مي بينيم. امروز، صحيفه اندوه و آه در برابر ديدگان مشتاقان عاشورا گشوده مي شود و شهادت در افقي فراخناکتر از تاريخ، طلوعي مکرر مي يابد. ايثار، با مصداقي عظيم و لاله آسا به ظهور مي رسد. امروز تمامت هستي، «حسين» را زمزمه مي کند و «سقاي کربلا» را مي خواند. عطش از گستره خاک تا چکاد افلاک را فرا مي گيرد. قلب سوگواران بسان دشت تفتيده نينوا چاک چاک مي شود. سيماي کربلاييان برافروخته مي شود و دست هاي عزاداران، برافراخته. اينک شراره هاي شرافت غم از آتشفشان عشق مي تراود. امروز به آستان سرخ عاشورا، قدم مي گذاريم و ميهمان ضيافت اشک و خون مي شويم؛ عظم الله اجورنا و اجورکم.

 

منبع: http://ashorayan.blogfa.com





نوشته شده در تاريخ جمعه 1 آبان 1394  توسط omid

امروز ارکان هدايت فروريخت و سجاد آل ياسين از ميان ما به عرش هجرت کرد.
السلام عليک يا علي بن الحسين!
در سوگ هجرت، اشک زلال قلم بر صحيفه غم جاري است و ديوان ماتم فراقت را با ديباچه اندوه و آه گشوديم.
هنوز طنين خطبه هاي خدايي ات در ديار دل هاي کربلايي پيداست.
هنوز سجاده شکر و شکيبايي ات بر تاريخ نينواجويان گسترده است و از جام آواي رضامندي و نيايش هاي ستمسوزت دمادم مي نوشيم.
تو راوي حديث عشق و عطشي و با اشک و آه، چه زيبا روايت دلدادگان بر لوح دل ها نگاشتي.
فرات حماسه در خطابه هاي سرخ تو ريزان است.
راز و نياز عارفانه تو بيداري انديشه ها و التهاب الهي جان هاست.
زنجير جفا را به اشتياق گسستن زنجيرهاي غفلت امت، پذيرا شدي.
اي ديده بيدار کربلا!
عاشورا در منشور اشک پاک ديدگان باراني ات تکثير شد. در نگاه آسماني تو تصوير ايثار اصحاب عشق را نظاره گريم.
ياس هاي سرشک غمگنانه چشمت، شميم دلجوي کربلا دارد.
سحاب آسمان ديده مهدي، آيينه دار چشمه خونفشان چشم تو در سوگ عظيم فرقت سالار شهيدان کربلاست.
در آيينه ديده زيبايت، غيرت عباس و بصيرت قاسم و رشادت اکبر و ارادت اصغر و تنهايي خورشيد ولايت در انبوه «کرب» و «بلا» پيداست.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 1 آبان 1394  توسط omid

بنا به نقل طبری، دو نفر از قبیله «همْدان» به نام «سیف‌بن‌حارث‌بن‌ربیع» و «مالک‌بن‌عبد‌بن‌سریع» كه با هم عمو زاده و از یک مادر بودند، در روزهایی كه هنوز رفت و آمد در میان كربلا و كوفه آزاد بود، خودشان را به كربلا رسانیده و به لشكریان حسین‌بن‌علی علیه‌السلام پیوستند. آن دو عموزاده در روز عاشورا چون كثرت لشكر دشمن و قلّت یاران امام حسین علیه‌السلام را مشاهده نمودند در حالی كه گریه می‌كردند و اشك می‌ریختند به خدمت آن حضرت رسیدند. چون حسین‌بن‌علی علیه‌السلام گریه آنها را دید، فرمود:
« ای فرزندان برادرانم! سبب گریه شما چیست؟ به خدا سوگند! من امیدوارم كه پس از ساعتی چشم شما روشن (و با ورود به بهشت برین) خوشحال و مسرور باشید».
آن دو جوان عرضه داشتند:
«یابن رسول‌الله ! جان ما به قربانت! به خدا سوگند! گریه و ناراحتی ما نه برای خود ماست بلكه به جهت شماست؛ زیرا می‌بینیم دشمن، شما را احاطه نموده است و برای دفاع از شما خدمت شایسته و عمل قابل ملاحظه‌ای از ما ساخته نیست مگر همین خدمت كوچک و ناقابل و فدا شدن در حضور شما».

امام علیه‌السلام، در مقابل این وظیفه شناسی و این احساس مسئولیت و این ایثار و خدمت، فرمود:

«خداوند در مقابل این درک و احساس شما و این یاری و مواسات شما كه درباره من انجام می‌دهید، بهترین پاداش متقیان را بر شما عنایت كند».



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 مهر 1394  توسط omid
(تعداد کل صفحات:15)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.